مهارت های ارتباط پرستار و دکتر با کودک بیمار

مهارت های ارتباط پرستار و دکتر با کودک بیمار … در قسمت قبل با برخی از مهارت های ارتباط پرستار و دکتر با سالمند و کودک بیمار سخن گفتیم حال در ادامه به باقی مهارت ها خواهیم پرداخت با ما همراه باشید…

مغز تنبل

مغز انسان پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد و طبيعتاً به انرژي زيادي نياز دارد. ولي براي اينكه مصرف انرژي را به بهينه ترين حالت برساند سعي ميكند، هر كاري كه به تمركز بالا نياز دارد را انجام ندهد.

مقالات پیشنهادی = خدمات سالمندان در منزل

تعداد قابل توجهي از كارهايی كه در طول روز انجام ميدهيم به صورت ناخودآگاه و از روي عادت است. زيرا مغز براي حفظ انرژي، تلاش ميكند كه راحت ترين كار ممكن را انجام دهد و همانطور كه ميدانيد كارهايي كه از روي عادت انجام ميشوند كمترين مصرف انرژی را دارند به گونه ای كه خيلی از آنها را متوجه نميشويم. هر موضوع و مسئله جديدي كه رخ دهد، مغز ما سعي ميكند به سرعت در مورد آن تصميم گيري كند تا مصرف كمتري داشته باشد.

پس مغز ما براي بقای انسان، كمترين انرژي را مصرف ميكند و نكته جالب اين است كه در قضاوت كردن نيز همين اتفاق ميافتد.

2 ثانيه و 2 دقيقه

اين قانون ميگويد كه مخاطب، ما را در دو ثانيه‌ی اول قضاوت ميكند و در دو دقيقه بعدی جمع بندی را انجام ميدهد. بنابراين ما كار حساسی را براي جذب مخاطب داريم و اگر در اين فرصت مخاطب را همراه كرديم در ادامه كار بسيار راحتي خواهيم داشت.

از اول خوشم آمد مطمئناً تاكنون، براي شما نيز پيشآمده است كه بدون هيچ دليلي از فردي خوشتان آمده باشد و با برعكس، شخصي را دوست نداشته باشيد.

مقالات پیشنهادی = مراقبت و نگهداری از سالمند در منزل

اين اتفاق تماماً به دليل قضاوت كردن مغز ما در ثانيه هاي ابتدايي است؛ بنابراين بايد تلاش كنيم كه در همان لحظه هاي آغازين نظر مخاطب را جلب كنيم. در واقع اولين حسي كه به ديگران منتقل ميكنيم بسيار مهم است.

آموزش ارتباط دکتر با کودک بیمار
آموزش ارتباط دکتر با کودک بیمار

صفر و يک

ضمير ناخودآگاه ما هيچ چيزي را به صورت حد وسط نميبيند و همه را به صورت صفر و يک در نظر ميگيرد. قضاوت كردن در ثانيه هاي ابتدايی، به عهده ضمير ناخودآگاه ماست و ناخودآگاه ما بر اساس حسي كه از شخص مقابل دريافت ميكند قضاوت را انجام ميدهد. يا خوب و يا بد و حالت ميانه ندارد. با توجه به اين موضوع، درميابيم كه اگر حس مثبت را منتقل نكنيم حس منفي انتقال خواهد يافت.

3 7 30

همانطور كه گفته شد مغز ما براي حفظ انرژي، در همان ثانيه هاي آغازين قضاوت خودش را انجام دهد. در واقع بعد از ديدن مخاطب حداكثر در 30 ثانيه قضاوت ميكند. مغز در سه برهه زماني اين كار را انجام ميدهد.

مقالات پیشنهادی = خدمات پرستاری کودک در منزل

  1. اولين آن در 3 ثانيه اول است. در اين زمان به ظاهر و پوشش مخاطب توجه ميكند.
  2. بعد از آن در هفت ثانيه، در مورد لحن و تون صدای مخاطب قضاوت ميكند.
  3. و نهايتاً در 30 ثانيه به صحبت ها و محتواي كامل دقت ميكند و قضاوت به پايان ميرسد.

اين خبر، هم خوب است هم بد. زيرا ما تنها 30 ثانيه فرصت داريم تا تأثيرگذار باشيم. در واقع اگر توانستيم در اين 30 ثانيه نظر مخاطب را جلب كنيم در ادامه كار راحتتري پيشرو داريم ولي اگر اين فرصت را از دست داديم، كار سخت خواهد شد.

البته با توجه به اينكه شما اهل يادگيري هستيد و سطح علم و دانش بالايي داريد، خيلي از مهارت هايتان را بهبود بخشيده ايد. به عنوان مثال ميتوانيد بعد از 30 ثانيه (كه قضاوت تمام ميشود) بررسي بيشتري انجام دهيد و نظرتان را تغيير دهيد.

اما اين موضوع در مورد قشر خاصي از جامعه كه روي مهارتهاي خودشان سرماي گذاري ميكنند صدق ميكند ولي اكثر مردم
قضاوتشان را در 30 ثانيه اول انجام ميدهند.

ظاهر يك حرفه اي

با توجه به قانون 3 7 30، مغز انسان در 3 ثانيه اول در مورد ظاهر و پوشش مخاطب قضاوت ميكند و اين قضاوت نيز كاملا ناخودآگاه است. در واقع ظاهر ما اولين حس را منتقل ميكند و بسيار مهم است كه ظاهر متناسب و آراسته اي داشته باشيم.

اگر در مورد پوشش، به همين دو نكته اي كه اشاره شد، دقت كنيد (متناسب بودن و آراسته بودن) قدم بزرگي را در جهت همراه ساختن ديگران برداشته ايد.

متناسب بودن يعني پوشش بايد با جايگاه اجتماعي، مخاطب و محيطي كه در آن هستيم همخواني داشته باشد. براي آراسته بودن نيازي نيست از گران قيمت ترين لباس ها و عطرها استفاده شود بلكه پوشش و ظاهر بايد تميز و مرتب باشد.

بله را بگيريم

اگر در ابتداي صحبت، از مخاطب سولاتي بپرسيد كه جواب آنها بله است، احتمال متقاعد كردن او افزايش خواهد يافت. در اين حالت مخاطب با شما همراه خواهد شد زيرا در ابتداي صحبت موافقت خودش را اعالم كرده است.

بر اساس قانون 3 7 30 ،اگر در ابتداي كار بتوانيد او را با خود همراه كنيد، كار بزرگي در متقاعد كردن او انجام دادهايد. به عنوان مثال يك پرستار را در نظر بگيريد كه براي درخواست مرخصي نزد سرپرستار ميرود.

اگر صحبت را اينگونه آغاز كند كه:

به نظرم تعداد مراجعه كنندگان به بخش زيادتر شده، شما هم موافقيد؟ خوب طبيعتاً اگر چنين اتفاقي افتاده باشد جواب وي مثبت خواهد بود!
در ادامه ميگويد: به نظر من سرپرستار بودن در اين بخش، واقعاً سخت است وبه مسئوليت پذيري زيادي نياز دارد. در اين حالت مخاطب (سرپرستار) ديدگاه مناسبي نسبت به او پيدا خواهد كرد.

بنابراين در ادامه، احتمال موافقت او افزايش مييابد. شايد در ابتدا اينطور به نظر برسد كه اين كار، ساده است. ولي سعي كنيد اين ساختار را در تمام گفتوگوهايي كه داريد حفظ كنيد. چه در محيط كار و چه در زندگي شخصي.

مخاطب چه چيزي دوست دارد؟

افراد زيادي هستند كه در زمان مطرح كردن خواسته هايشان خيلي سريع سراغ اصل مطلب ميروند. ولي درنهايت روند كار، آنطور كه ميخواهند پيش نخواهد رفت.

اما اگر صحبت خود را از موضوعاتي آغاز كنيم كه موردعالقه مخاطب است، نتيجه بهتري به دست خواهيم آورد. تصور كنيد قرار است نزد رئيس بيمارستان برويم و درخواستي را مطرح كنيم. ميدانيم كه اولويت اول او، بيمار و رضايتمندي او از كادر درماني است.

بنابراين منطقي خواهد بود كه صحبت را باخبرهايي در اين زمينه آغاز كنيم. بهتر است ابتدا از رضايتمندي بيماران بستري در بخش، اطالعاتي به او بدهيم. بعدازآن درخواست خود را مطرح كنيم.

پنج نفر از اشخاص مهم و تأثيرگذار در محيط كاري خود را پيدا كنيد و علايق اصلي آنها را يادداشت كنيد. نام پنج نفر كه در زندگي شخصي شما بااهميتتر هستند را بنويسيد و يادداشت كنيد كه چه موضوعاتي مورد علاقه آنهاست.

اولين برخورد را خيلي جدي بگيريد!

هيچگاه شانس برخورد اول را دوباره به دست نخواهيد آورد. اين را به عنوان يك قانون در نظر داشته باشيد. اگر برخورد اول را از دست بدهيد، شايد هيچگاه نتوانيد آن بيمار را با خود همراه كنيد. پس هر چه قدر كه در زمينه مهارت هاي ارتباطي تلاش ميكنيد، چند برابر آن را براي برخورد اول، در نظر بگيريد. چون اگر در اين زمان، نظر بيمار را جلب كنيد در ادامه كار راحتتري خواهيد
داشت.

چگونه نه بگويم؟!

اين مهارت در محيط كار اهميت ويژه اي پيدا ميكند چون همانطور كه ميدانيد نه گفتن به يک بيمار بسيار دشوار است! حتماً اين موارد را زياد ديده ايد كه بيمار درخواست غيرمنطقي را مطرح ميكند حتي امكان دارد درخواستش منطقي باشد ولي امكان اجراي آن وجود نداشته باشد. اما چگونه بايد به اين افراد پاسخ دهيم؟

يك موضوعي كه خيلي شاهد آن بوده ام اين است كه بيمار در شب به پرستار مراجعه ميكند و درخواست مسكن ميكند.
فراهم كردن مسكن هايي كه در آنها مورفين وجود دارد سخت است بنابراين اجراي اين درخواست در بيشتر اوقات امكانپذير نيست. خيلي از مواقع بيمار تنها به خواسته خودش فكر ميكند بنابراين به هيچ عنوان با شما همراهي نخواهد كرد بلكه بحث ميكند تا شما را متقاعد كند.

رفع تنش های موجود بین پرستار و بیمار

اگر با چنين شرايطي روبرو شديم، چگونه نه بگوييم كه كمترين تنش را داشته باشيم؟

1) اولين مرحله اين است كه با تمام توجه به صحبت هاي او گوش دهيم.
2) دليل را واضح براي بيمار توضيح ميدهيم. براي متقاعد كردن در اين مرحله به تيپ شخصيتی بيمار توجه ويژه ای داشته باشيد.

مراحل نه گفتن:

  • گوش دادن
  • توضيح دادن دليل
  • ارائه راهكار

3) در آخر راهكار نيز راهكاري را ارائه ميكنيم مثالا اگر مسكن هاي مورفين دار تمام شده است از انواع ديگرِ مسكن ها استفاده ميكنيم و يا راهكارهايي كه به نظر ما عمليتر است را به بيمار ارائه ميكنيم.

فرض كنيد شخصي نزد پرستار ميرود و ميخواهد اتاقش را عوض كند چون ساير بيماران سكوت را رعايت نميكنند و شب ها تا ديروقت بيدارند.

به احتمال زياد با توجه به كمبود تخت و همچنين تعداد زياد بيماران اين درخواست عملي نخواهد بود ولی چگونه به بيمار نه بگوييم؟ پيشنهاد ميكنم اول خودتان با توجه به سه مرحله ای كه گفته شد به اين بيمار پاسخ دهيد و سپس ادامه مقاله را بخوانيد.

سخن پایانی مهارت های ارتباط پرستار و دکتر با کودک بیمار

با توجه به مرحله اول ابتدا به صورت فعال به صحبت هاي او گوش ميكنيم و اجازه ميدهيم كه حرف او كامل تمام شود و بعد شروع به صحبت ميكنيم.

بعد دليل را توضيح ميدهيم كه در اين بخش تعداد زيادي بيمار بستری هستند و اگر بخواهيم تختي را عوض كنيم نظم بخش به هم خواهد خورد و پزشكان و ديگر پرستاران نيز به مشكل برخواهند خورد (شما از ادبيات خودتان و متناسب باسواد و فرهنگ بيمار استفاده كنيد). بنابراين امكان جابجايي وجود ندارد ولي حتماً به ساير بيماران تذكر ميدهم كه بيشتر مراعات كنند و قوانين بيمارستان را رعايت كنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *